پیرامون تحولات ژئوپلیتیکی اقیانوس هند، اختلافات اخیر واشنگتن و لندن و نیز سناریوهای تقابل احتمالی با ایران اظهار کرد: جزیره دیگو گارسیا که بخشی از مجمعالجزایر چاگوس در مرکز اقیانوس هند است، یکی از مهمترین نقاط راهبردی جهان بهشمار میرود؛ چراکه هر قدرتی که بر این نقطه مسلط باشد، عملاً اشراف عملیاتی بر خطوط مواصلاتی انرژی و تجارت شرق به غرب خواهد داشت.
وی افزود: بریتانیا در سال ۱۹۶۵ این مجمعالجزایر را از موریس جدا کرد و سپس جزیره دیگو گارسیا را در اختیار آمریکا قرار داد تا پایگاه نظامی احداث کند؛ پایگاهی که امروز به سکوی پرتاب بمبافکنهای راهبردی تبدیل شده و امکان عملیات بدون نیاز به سوختگیری تا غرب آسیا و شرق آسیا را فراهم میکند. رأی سال ۲۰۱۹ دیوان بینالمللی دادگستری مبنی بر غیرقانونی بودن جدایی چاگوس، لندن را با چالش حقوقی جدی مواجه کرده و اکنون دولت این کشور بهدنبال بازگرداندن حاکمیت به موریس همراه با قرارداد اجاره بلندمدت است.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: نگرانی آمریکا از این تصمیم، به روابط نزدیک موریس با چین بازمیگردد؛ چراکه هرگونه تغییر در وضعیت حقوقی جزیره میتواند موازنه قدرت در اقیانوس هند را تغییر دهد. از این منظر، فشارهای سیاسی واشنگتن بر لندن قابل تحلیل است.
تقوینیا با اشاره به جایگاه ناوهای هواپیمابر آمریکا تصریح کرد: ناو هواپیمابر اصلیترین ابزار نمایش قدرت ایالات متحده است؛ سازهای عظیم با هزاران نیرو که بههمراه ناوشکنها و رزمناوهای پشتیبان عمل میکند. اما برخلاف تصویرسازی رسانهای، این شناورها آسیبناپذیر نیستند و به همین دلیل همواره در فاصلهای امن از سواحل کشور هدف مستقر میشوند و از طریق جنگندهها و سامانههای همراه عملیات انجام میدهند.
وی ادامه داد: هرچه ناو از ساحل دورتر شود، پیچیدگی عملیات هوایی افزایش مییابد؛ نیاز به سوختگیری هوایی بیشتر میشود و زنجیره پشتیبانی طولانیتر خواهد شد که خود در معرض تهدید قرار میگیرد. بنابراین توازن میان بقا و کارآمدی برای این شناورها مسئلهای حیاتی است.
این تحلیلگر مسائل راهبردی درباره رزمایشهای اخیر در شرق کشور نیز بیان کرد: انتقال بخشی از توان موشکی به عمق جغرافیایی کشور، اقدامی بازدارنده است. شرق ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، از دسترس مستقیم برخی تهدیدها دورتر بوده و این مسئله مزیت عملیاتی ایجاد میکند. همچنین آزمایش موفق موشکهای ضدشناور نشاندهنده استمرار توسعه توان بازدارندگی دریایی است.
تقوینیا با اشاره به سناریوهای احتمالی تنش نظامی اظهار کرد: بحث «ضربه محدود» در ادبیات سیاسی آمریکا مطرح میشود، اما تجربه نشان داده درگیریهای محدود میتواند به سرعت از کنترل خارج شود. از همین رو، در داخل آمریکا نیز درباره اختیارات جنگی رئیسجمهور و تبعات ورود به جنگ جدید، اختلافنظر وجود دارد.
وی افزود: جامعه آمریکا تمایل چندانی به جنگ گسترده ندارد و هرگونه اقدام نظامی میتواند هزینههای سیاسی و اقتصادی قابل توجهی برای واشنگتن به همراه داشته باشد. در چنین شرایطی، محاسبهگری راهبردی و بازدارندگی فعال اهمیت مضاعف پیدا میکند.
کارشناس مسائل سیاسی در پایان تأکید کرد: منطقه در وضعیت حساس و پیچیدهای قرار دارد و هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند پیامدهای فرامنطقهای داشته باشد؛ از این رو، انسجام داخلی، آمادگی دفاعی و درک صحیح از تحولات ژئوپلیتیکی، مهمترین مؤلفههای مدیریت شرایط پیشرو هستند.
انتهای خبر/















